اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

410

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

جنگ بتيراندازى مىگذشت و شمشير زدن و نبرد تنبتن در كار نبود و روز سوم چنان پيوسته بود كه نماز ظهر و نماز عصر و نماز مغرب و نماز عشاى آخر فوت شد ، پس رسول خدا گفت : شغلونا عن الصلاة ، ملأ الله بطونهم و قبورهم نارا . » ما را از نماز بازداشتند ، خدا شكمها و گورهاشان را پرآتش كند . « سپس بلال را فرمود كه اقامه نماز گفت و نماز ظهر ، سپس عصر ، سپس مغرب سپس عشا را خواند و اين پيش از آن بود كه بر او نازل شود : * ( فان خفتم فرجالا او ركبانا ) * [ 1 ] ، » پس اگر بيم داشتيد ، پس پيادگان يا سوارگان . « در اين جنگ نفاق آشكار شد و منافقان گفتند : اى محمد نويد كاخهاى خسرو و قيصر مىدهى و حال آنكه يكى از ما بر قضاى حاجت توانايى ندارد ، اين نيست جز فريب . پس خداى عز و جل سوره احزاب را فرستاد و قصه احزاب را در آن بازگفت . قومى از يهود از جمله حيى بن اخطب و سلام بن ابى الحقيق نزد رسول خدا رفته و پرسيده بودند كه اى محمد » الم « نازل شده است ؟ گفت : آرى . گفتند آن را جبرئيل از نزد خدا براى تو آورده است ؟ گفت : آرى . حيى بن اخطب گفت : خدا پيامبرى را نفرستاده است مگر آنكه اندازه زمامدارى او را به او اعلام كرده است ، پس الف يك و لام سى و ميم چهل و جمع آن هفتاد و يك سال است . آيا جز اين هم هست ؟ گفت آرى ، المص . گفت : اين سنگينتر و درازتر است ، الف يك و لام سى و ميم چهل و صاد شصت است [ 2 ] و اينها صد و سى و يك مىشود . آيا جز اين هم هست ؟ گفت : آرى ، الر . گفت : اين سنگينتر و درازتر است ، الف يك و لام سى و راء دويست است ، و اينها دويست و سى و يك مىشود ، پس آيا جز اين هم هست ؟ گفت : آرى ، المر . گفت اين سنگينتر و درازتر است ، الف يك و لام سى و ميم چهل و راء دويست است ، و اين دويست و هفتاد و يك مىشود ، راستى كه اى محمد امر تو بر ما درهم و برهم شده و نمىدانيم كه آيا اندك داده شدى يا بسيار ،

--> [ 1 ] س بقره ، ى 239 . [ 2 ] به حساب ابجد مغربيها ( ر . ك . احتجاج بحار ) .